‏نمایش پست‌ها با برچسب Classical. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Classical. نمایش همه پست‌ها

Head Ööd, Vend
Õhtul
Õhtu ilu
+
نیکبختیِ جان اینست: چون قربانی مَسح شدن و در اشکِ خویش سپند گشتن.

600x600

Joep Beving

Solipsism

Sleeping Lotus

+

برادر این شبحی که پشت سرت روان است، از تو زیبا‌تر است.

HMU907401

Arvo Part

Da pacem

Salve Regina

 

+

سینه‌ام را تلاطمی شدید خواهد بود و طوفانی شدید بر کوه‌ها خواهد وزاند؛ سپس سبُک خواهد شد.

93598c002d3497b158d24ccc53b61df5f84a58ff

Tindersticks

Ypres

Whispering Guns Parts 1, 2 and 3

 

+

او دوستمان می‌دارد و با خون خویش ما را از گناهانمان شسته است. مکاشفات یوحنا، رویای اول، ۳

part_litany_x

Arvo Pärt

Litany

Trisagion

با هدفون گوش بدهید.

+

خداوندا در این وقت مخوف ما را نجات بده. مرگ را برای فرزندانم مخواه. و نه برای دوستانم، نه همسرم و نه ویکتور و نه برای هر کس که تو را دوست دارد و به تو باور دارد. و آن کس که به تو ایمان ندارد نابینا است. و فرصتی برای اندیشیدن به تو نداشته است. یا هرگز در نهایت اندوه نبوده. برای کسانی که اینک بی‌بهره از امید، از آینده، از زندگی، از اقبال این که بگذارند افکارشان نزد تو بیاید. کسانی که در ترس غوطه‌ور هستند و در احساس نزدیک شدن به پایان. می‌ترسند نه برای خود بل‌که برای نزدیکان‌شان، برای آنان که یاوری جز تو ندارند. زیرا این جنگ، جنگ آخرین است و مخوف. نه فاتحی بر‌جای می‌گذارد و نه مغلوبی. نه شهر و نه روستایی. نه سبزینگی و نه درختی. نه آبی در چشمه‌ای و نه پرنده‌ای در آسمان. هر چه دارم در راه تو خواهم داد. خانواده‌ام را که عاشقانه دوست دارم ترک خواهم کرد. خانه‌ام را. فرزندانم را خواهم راند. زبان در کام فرو خواهم بست. دیگر با هیچ کس سخن نخواهم گفت. هر آن‌چه که مرا به زندگی پیوند می‌دهد  رها خواهم کرد. در ازایش تو فقط همه چیز را به همان شکلی برگردان که پیش‌تر بوده. به شکل امروز صبح، مثل دیروز. بدون هیچ نشانی از واهمه، بیماری‌های مرگ‌بار و این همه ترس مثل حیوانات. خدایا کمکم کن. هر چه را که وعده داده‌ام عمل خواهم کرد.      ایثار / آندره تارکوفسکی / 1986

Tabula Rasa

Arvo Part

Tabula Rasa

Cantus in Memory of Benjamin Britten

+

ناقوس می‌غرّد، دل هنوز می‌تپد، موریانه هنوز نقب می‌زند. آه! آه! جهان ژرف است!

front

Stefano Scodanibbio

Reinventions

Contrapunctus IV

+

در آرامش بهت آور پیش از اتفاق، باد پرده را تکان می‌داد، کودک خوابیده و علف‌زار زیبا‌تر از گذشته بود. گذشته‌ی تنیده‌ی مبهم که هم‌چون ظلمت از دری نیمه باز رسوخ می‌کرد. هنوز در آرامشی بهت‌آور پیش از اتفاق.

cover

Gustav Mahler

Gustav Mahler - Symphonies Nos. 1-10

Symphony No. 9 in D major - 04 – IV

+

واعظانِ مرگ هستند: و زمین پر است از آنانی که بایدشان ترکِ زندگی را موعظه کرد.

9rhi5g

Max Richter

Memoryhouse

Sarajevo

+

سرنوشتم مرا امان می‌دهد. نکند فراموشم کرده باشد؟

Cover

Arvo Pärt

Lamentate

Risolutamente

+

زمینِ انسان در چشمم چون غاری گشت و سینه‌اش فرو رفت و آن‌چه زنده است به لاشه‌ها و استخوان پاره‌های انسانی و گذشته‌های پوسیده بدل شد.‌

hqtnx0qz2file1772_resize

Kayhan Kalhor & Brooklyn Rider

Silent City

Silent City

+

چگونه از این زخم‌ها بر گذشتم و بر آن‌ها چیره شدم؟ چگونه روانم دیگر بار از این گور‌ها برخاست؟

nils_frahm_felt-png

Nils Frahm

Felt

Kind

+

همه مرگ را مهم می‌انگارند؛ اما هنوز مرگ را جشن نگرفته‌اند.

پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی